Saturday, April 14, 2012

تنها گناهت

من سراپا پرم از اشتباه و گناه. خیلی خطا کردم به تو. اما تو هم بیگناه نبودی ... شاید تنها گناه بزرگت این بود که خیلی بیش از اندازه من، به من محبت و مهربونی کردی. تا اندازه ای که با مهربونی های زیادت لوسم کردی ... و این لوس شدنم بود که باعث شد باور کنم، همیشه در کنارم میمونی ... 

Thursday, March 29, 2012

دلواپسی

دلواپسم، نکنه یه وقت ازم دل بکنی
دلواپسم، نکنه سرد شی و تنهام بزاری
دلواپسم، نکنه، نکنه یه وقت غصه بخوری
 نکنه چشمای قشنگت بارونی شه و بباری

دل نگرانم، نکنه دل کوچیکتو بسپاری دست کسی
دل نگرانم، نکنه قول و قرارامون یادت بره
دل نگرانم، نکنه بی وفا بشی و نامهربون
نکنه یه وقت عشق من از دلت بره

دلواپس اون دستهای کوچیک و قشنگتم
که بدون من، تنها شدن
دلواپس اون لبهای شیرین و نازتم
که بدون من، بی قرار شدن

دلواپس اون عشق پاک و بی ریای تو
دلواپس اون همه خوبی و هوای تو

نکنه یه وقت دلواپس بشی
دل نگرونی کار منه
نکنه یه وقت غصه تو دلت بشینه
همه غصه هات مال منه

نکنه بی قرار بشی، غصه دار بشی
نکنه تو هم مثل من، پر از تکرار بشی

بدون تو پرم از تکرار و تکرار و تکرار
بدون تو، زندگی هیچه، داغونه و خاطره فرّار

غصه نخور، اگه جدایی بین ماست
غصه نخور، اگه تنهایی کار ماست

گل همیشه بهار من
بهار انتظار من
این روزا به سر میاد
بازم میشی نهار من
میشی خورشید عشق
میشی دنیای من
میشی زندگیم
غم امروز و فردای من

شاید اون روز امروز نباشه
شاید روزگار بازم بذر غضه بپاچه

ولی تو دلسرد نشو
ولی تو پر درد نشو

مثل یه چشم بهم زدن
میاد اون روز خــــــوب

میاد اون روزی که
ما دو عاشق، باشیم کنار هم
برای هم
تو رو به آغوش بگیرم
توی یک روز گرم،
 زیر آفتاب غــــــروب

Sunday, March 18, 2012

می خواستی آرزوم بشه

می خواستی آرزوم بشه،
یه لحظه دیدنت، بوییدنت؟
می خواستی آرزوم بشه،
نفس کشیدنت، بوسیدنت؟

می خواستی تو رویاهام باشه،
با تو بودن و به تو رسیدنو؟
می خواستی آرزوم بشه،
تشنه تو بودن و اسمتو خوندنو؟

می خواستی شب و روز،
فقط به فکر تو باشم
به یاد تو، به عشق تو
فقط برای تو باشم؟

بیا ببین حالمو
نگاهمو، احوالمو
بیا ببین، که تو شدی خدای من
روز و شب، تو لحظه های من
انگار شدی هوای من

بیا ببین بدون تو
شعرهام واژه ها رو کم میارن
بیا ببین برای تو
چشمام هر شب بارون می بارن

چرا رسم دنیا اینه؟
چرا وفا اینقدر ارزونه؟

چرا دیگه تو هوای تو جایی ندارم؟
چرا غمگینم، چرا بی تو فردایی ندارم؟

چرا سنگ شده دل قشنگ تو؟
چرا سنگ شده دل قشنگ تو ... ؟


Saturday, March 3, 2012

چرا

چرا هر شب تو میای به خوابم؟
چرا با نازت اینقدر میدی غذابم؟

چرا پر کردی همه لحظه هامو؟
چرا بی تو انگار گم کرده ام خدامو؟

چرا همه کس رو تو می بینم
تو رو همه کس؟
چرا هر چقدر دنبالت می گردم
نمیشه برای من بس؟

چرا یه لحظه سردم، یه لحظه گرم؟
چرا یه لحظه سختی، یه لحظه نرم؟

تو که دنیای منی
امید فردای منی
همه زندگیمی
تسکین دردای منی

تو که نوری، تو که هوایــی
به پاکی زلال آبی
تو که جونی، تو که عشقی
چرا ازم دوری، چرا ازم جدایــی؟

می دونم دلت هنوز پره از عشق و وفا
می دونم هنوز مهربونی میباره از چشمای شما
می دونم لایقش هستی، که بمونم چشم انتظارت
می دونم یه روزی میشه، که بشم فدات، اونم کنارت

تو رو جون هر کی دوست داری، زودتر بیا پیشم
دارم از دست میرم وآروم آروم دیگه دیوونه میشم 


Friday, March 2, 2012

بی تو آرامش ندارم

کی مثل من عاشقته، دیونته، دوست داره
کی مثل من بدون تو آروم و قراری نداره

کی مثل من همه لحظه هاشو با یاد تو قسمت می کنه
کی اینقدر از دوریت،  با خاطره های تو صحبت می کنه

کی مثل من روزها و شبها به یادته
کی مثل من،  با تو بودن، براش مثه عبادته

 کی مثل من منتظرت میمونه حتی تا همیشه
تا یه روزی بیای و بگی پیشش میمونی
بگی بدون تو دیگه نمیشه
کی مثل من حاضره دور دنیا دنبالت بگرده
کی اگه تو نباشی، خیلی تنهاست، خیلی سرده

کیه که تموم نفس هاش، بوی اسم تو رو میدن
کیه که از ته وجودش، آرزوشه تو رو دیدن

بیا و یه خوبی کن
بزرگی کن

بیا و کنار من باش
به تن من جون بده
به رگهام، تو خون بده
مهربونی کن
به دلم امون بده

بی تو آرامش ندارم
بی تو آسایش ندارم
بی تو هیچم، بی تو پوچم
با دلم سازش ندارم

آروم قلبم باش دوباره
تکرار لحظه های پرستاره
قلبتو هدیه کن برام
عشقتو جلوه کن برام
من هم زندگیمو، وجودمو
همه چیمو میدم بهت
بدون تو هیچکدوم ارزشی نداره ...



Tuesday, January 31, 2012

بدون تو

میون خوشبختی و تو فاصله ای نیست
تو با شادی ها رفیقی
اگه تو نباشی انگار هیچ غائله ای نیست

من همه وجودم پر از نگاه چشمای مهربونت
بدون تو انگار پر دردم
سیاه و سردم، مردن هم واسم مسئله ای نیست

بیا تا دوباره بازم، جون بگیره این تن من
آخه تو شدی دنیام
تو شور شعرم بدون تو، هیچ حاصله ای نیست
.

Thursday, January 19, 2012

ای کاش

ای کاش میدونستی که چقدر عاشقت هستم، چقدر امروز، همین امروز به بودنت نیاز دارم
ای کاش قصه ما به اینجا ختم نمی شد، ای کاش همه چی جور دیگه ای بود
ای کاش میفهمیدی که با تو زندگیم معنا میگیره، و ای کاش میدونستی که
... بدون تو زنده بودن و مرده بودن برایم فرقی نداره

ای کاش بودی و میدیدی که چقدر عوض شدم، چقدر فرق کردم
ای کاش این فرصت رو بهم میدادی که همه این ها رو بهت نشون بدم
 ...عاشق بودن رو، دوست داشتن رو، محبت کردن رو 

ای کاش میدونستی که هر شب با یاد تو به خواب میرم و هر صبح با یاد تو بیدار میشم
ای کاش اجازه میدادی خستگی رو از تن قشنگ و ظریفت به در کنم
 ای کاش میگذاشتی تا همه غم هات رو به جون بخرم
ای کاش این فرصت رو به من میدادی تا از سردرگمی درت بیارم

ای کاش  میدونستی که همه وجودم، هرچه که دارم متعلق به توست
و ای کاش اینو میفهمیدی تا آخرش، تا اونجایی که زنده باشم، می توانم
خنده و شادی و خوشبختی رو به لبهای زیبایت هدیه کنم

تا دیر نشده، این اجازه رو به من بده تا همه اینها رو بهت ثابت کنم
تا دیر نشده ، بگذار که عاشقت بمونم و زندگی رو برات مثل بهشت کنم

  ... روزی که برگردی به من ثابت خواهد شد که خدایی هم هست