Thursday, January 19, 2012

ای کاش

ای کاش میدونستی که چقدر عاشقت هستم، چقدر امروز، همین امروز به بودنت نیاز دارم
ای کاش قصه ما به اینجا ختم نمی شد، ای کاش همه چی جور دیگه ای بود
ای کاش میفهمیدی که با تو زندگیم معنا میگیره، و ای کاش میدونستی که
... بدون تو زنده بودن و مرده بودن برایم فرقی نداره

ای کاش بودی و میدیدی که چقدر عوض شدم، چقدر فرق کردم
ای کاش این فرصت رو بهم میدادی که همه این ها رو بهت نشون بدم
 ...عاشق بودن رو، دوست داشتن رو، محبت کردن رو 

ای کاش میدونستی که هر شب با یاد تو به خواب میرم و هر صبح با یاد تو بیدار میشم
ای کاش اجازه میدادی خستگی رو از تن قشنگ و ظریفت به در کنم
 ای کاش میگذاشتی تا همه غم هات رو به جون بخرم
ای کاش این فرصت رو به من میدادی تا از سردرگمی درت بیارم

ای کاش  میدونستی که همه وجودم، هرچه که دارم متعلق به توست
و ای کاش اینو میفهمیدی تا آخرش، تا اونجایی که زنده باشم، می توانم
خنده و شادی و خوشبختی رو به لبهای زیبایت هدیه کنم

تا دیر نشده، این اجازه رو به من بده تا همه اینها رو بهت ثابت کنم
تا دیر نشده ، بگذار که عاشقت بمونم و زندگی رو برات مثل بهشت کنم

  ... روزی که برگردی به من ثابت خواهد شد که خدایی هم هست 


No comments:

Post a Comment